تبليغاتX
کوی یار - انتظار .... عاشورا
... اللهُمَّ عَرِّفْنِي نَفسَکَ، فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِي نَفْسَک، لَم اَعْرِفْ رَسُولَک ... اللهُمَّ عَرِّفنِي رَسُولَک، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسولَک، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ ... اللهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِي حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ ديِنِي ...

مسعود پورسيدآقايى
 
مهدى (عج)، ادامه حسين عليه السلام است و انتظار ادامه عاشورا و برآمده از آن.
مهدى (عج)، فرزند حسين عليه السلام است و فرهنگ انتظاربرآمده از فرهنگ عاشورا و انتظارِ حسين ديگرى را كشيدن. اين دو پيوندى ديرين و مستحكم با يكديگر دارند.
يكى پشتوانه فرهنگى و زمينه ساز، براى ديگرى است؛
يكى رمز حيات شيعه است و ديگرى رمز بقاى آن؛
يكى رمز قيام و به پا خاستن شيعه است و ديگرى عامل حفظ و استمرار آن مهدى عليه السلام وارث عاشورا است؛ همچنان كه  حسين عليه السلام وارث پيامبران است؛
عاشورا، دريچه ‏اى به انتظار است و انتظار، تجلّى آرزوها و آمال كربلا؛
فرهنگ عاشورا، دستمايه اساسى و مايه شكوفايى و بالندگى منتظران مهدى(عج) در عصر انتظار است.
پيوند عاشورا و انتظار و حسين و مهدى، پيوند والد و ماولد و نورٌ على نور است.

 انتظار، كربلايى ديگر است به وسعت همه جهان و مصاف حق و باطل است در زمانى ديگر؛ با اين تفاوت كه اين بار، حق پيروز است و چهره باطل، براى هميشه دفن مى‏شود. انتظار همان كربلا است در وسعت همه زمين و در مقطع ديگرى از تاريخ. در اين مقطع، فكرهاى رشيد از هر فرقه و ملتى، گلبانگ دعوت مهدوى را - كه با ساخت و فطرت انسان‏ها همگون است - لبيك مى‏گويند.
انتظار، ثمره كربلا است. بدون كربلا انتظار بى‏معنا است. ياران مهدى، همه كربلايى‏ اند و در فراز و فرود تاريخ، غربال شده و آبديده ‏اند. مگر مى‏توان بى عاشورا، انتظارى ديگر داشت؟ انتظار بى عاشورا، انتظار بى‏پشتوانه است.
عاشورا انتظار برآورده نشده شيعه است وانتظار عاشوراى برآورده شده شيعه.
حركتى جهانى و به وسعت آمال همه انسان‏هاى تاريخ، پشتوانه و عقبه‏اى مى‏خواهد به استحكام كربلا كه هرگز به سردى و خاموشى نگرايد.(1)
انتظار ادامه عاشورا، غدير و بعثت است و ظهور، روز فرج و مخرج حسين(2) و ثمره خون او كه در شريان تاريخ به جوش آمده است.
انتظار بشارتى است به حق، بر همه دردها و آلام شيعه در كربلا و تاريخ.
مهدى (عج)، همان كسى است كه بارى را كه حسين عليه السلام در مسير كوفه، در كربلا به زمين گذاشت؛ به كوفه مى‏رساند.
مهدى عليه السلام پرچم افتاده حسين ‏عليه السلام را بر خواهد افراشت و آرمان‏هاى بلند او را تحقّق خواهد بخشيد.
مهدى عليه السلام، بذرى را كه حسين عليه السلام در كربلا كاشت و ديگر امامان آن را بارور كردند و خودش در دوران غيبت به حراست آن همت گماشت، با دستان پرتوانش غرس خواهد كرد.
انتظار و عاشورا دو بال پرواز شيعه است ؛ اگر اين دو نبود، چشمه غدير مى‏خشكيد.
اين پيوندهاى روشن و گويا، از نگاه نامحرمان نيز مخفى نمانده تا آن جا كه مى‏گويند: شيعه با دو نگاه همراه است: نگاه سرخ و نگاه سبز عاشورا و ظهور، با الهام از يكى انقلاب مى‏كند وبا ديگرى آن را استمرار مى‏بخشد.(3)
براى ما دور ماندگان از صحنه عاشورا، يك راه بيشتر نمانده و آن ثبت نام در كلاس انتظار و درآمدن در خيل منتظران است كه حقيقت انتظار، همان در خيمه حسين ‏عليه السلام بودن است. آنان كه در كربلا چكاچك شمشيرها را نچشيدند، بايد مرارت انتظار را به جان بخرند. عاشورائيان، پيمان خود را به آخر بردند و مهدويان با كوله ‏بار فرهنگ شهادت ، چشم انتظارند تا آن عهدى كه با خدا و رسول بر پاسدارى از حرم و حريم ثار الله بسته‏ اند، به انجام برسانند: فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر(4).
يكم. پيوندها
پيوند دو فرهنگ عاشورا و انتظاراز دلايل و شواهد متعددى برخوردار است. در اين جا ضمن بيان آنها، به تحليل و رهيافت‏هاى برخاسته از آنها نيز خواهيم پرداخت.(5)
1. مهدى‏عليه السلام، فرزند حسين عليه السلام
صدها روايت، در اين باب وارد شده است كه در آنها تأكيد شده، امام مهدى‏عليه السلام نهمين فرزند حضرت حسين عليه السلام است: قائم هذه الامة هو التاسع من ولدى(6)
2. مهدى عليه السلام، خونخواه حسين عليه السلام
در روايات متعددى، وارد شده است: القائم منّا اذا قام طلب بثار الحسين؛(7) بهذا القائم انتقم منهم؛(8) امام باقر (ع) در مورد آيه و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً فلايسرف فى القتل (9) مى‏فرمايد: مقصود از من قتل مظلوماً، حسين بن على است كه مظلوم كشته شد و ما اولياى او هستيم و قائم ما چون قيام كند، در طلب انتقام خون حسين(ع) بر مى‏آيد... مقتول حسين (ع) و ولىّ او قائم(عج)است .(10)
3. ياد حسين عليه السلام، كلام نخستين مهدى عليه السلام
آن گاه كه مهدى موعود ظهور كند، بين ركن و مقام مى‏ايستد و چنين ندا مى‏دهد:
الا يا اهل العالم! انا الامام القائم؛
الا يا اهل العالم! انا الصمصام المنتقم؛
الا يا اهل العالم! ان جدّى الحسين قتلوه عطشاناً؛
الا يا اهل العالم! ان جدّى الحسين طرحوه عرياناً؛
الا يا اهل العالم! ان جدّى الحسين سحقوه عدوانا.(11)
4.« يا لثارات الحسين»، شعار ياران مهدى عليه السلام
فضل بن شاذان نقل مى‏كند كه شعار ياران مهدى يا لثارات الحسين اى خونخواهان حسي است:
انّ شعار اصحاب المهدى (عج) يا لثارات الحسين عليه السلام(12)
5. يارى حسين عليه السلام، يارى مهدى عليه السلام
حضرت سكينه (س) نقل مى‏كند: امام حسين عليه السلام شبى در كربلا، خطاب به ياران خود فرمود:... و قد قال جدى رسول الله صلى الله عليه وآله: ولدى حسينٌ يقتل بطفّ كربلا غريباً وحيداً عطشاناً فريداً. فمن نصره فقد نصرنى و نصر ولده الحجة و لو نصرنا بلسانه فهو فى حزبنا يوم القيامة؛ همانا جدم رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: فرزند من حسين در زمين كربلا، غريب و تنها، عطشان و بى كس، كشته مى‏شود. كسى كه او را يارى كند، مرا و فرزندش مهدى را يارى كرده است و هر كس به زبان خود، ما را يارى كند، فرداى قيامت در حزب ما خواهد بود.(13)
6. يكسانى القاب حسين عليه السلام و مهدى عليه السلام
القاب ثار الله، الوتر الموتور و الطريد الشريد، القاب مشترك حسين عليه السلام و مهدى (عج) است: ولكن صاحب هذا الامر الطريد الشريد الموتور بابيه...(14)
السلام عليك يا باب الله و السلام عليك يا ثار الله. (15)
المترقب الخائف و الولى الناصح ، سفينة النجاة... و الوتر الموتور.(16)
7. زيارت عاشورا
زيارت عاشورا - كه زيارت مخصوص امام حسين عليه السلام است - در دو قسمت، از خون خواهى حسين عليه السلام در ركاب امام مهدى (عج)خبر مى‏دهد:
ان يرزقنى طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد صلى الله عليه وآله و ان يرزقنى طلب ثارى[كم] مع امام هدىً ظاهر ناطق بالحق منكم.
8. روز عاشورا و ياد مهدى عليه السلام
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: يكديگر را در روز عاشورا اين گونه تعزيت دهيد:
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدى من آل محمد عليه السلام؛ خداوند اجر ما و شما را در مصيبت حسين عليه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را، از كسانى قرار دهد كه به همراه ولى‏اش، امام مهدى از آل محمدعليهم السلام، طلب خون آن حضرت كرده، به خون‏خواهى او برخيزيم.(17)
9. عاشورا روز ظهور مهدى عليه السلام
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: كانّى بالقائم يوم عاشورا يوم السبت قائماً بين الركن و المقام و بين يديه جبرئيل ينادى....(18)؛ گويا قائم را مى‏بينم كه روز عاشورا، روز شنبه بين ركن و مقام ايستاده و جبرئيل پيش روى او ندا مى‏كند...
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:ان القائم صلوات الله عليه ينادى باسمه ليلة ثلاث و عشرين و يقوم يوم عاشوراء يوم قتل فيه الحسين بن على(19)؛ قائم - درود خدا بر او باد - در شب بيست وسوم ماه رمضان به نامش ندا مى‏شود و در روز عاشورا، روزى كه حسين بن على در آن كشته شد، قيام خواهد كرد.
10. ميلاد حسين عليه السلام و ياد مهدى عليه السلام
در توقيع مبارك امام عسكرى عليه السلام براى قاسم بن علاء همدانى آمده است كه: در روز تولد امام حسين عليه السلام، اين دعا را بخوان: اللهم انى اسئلك بحق المولود فى هذا اليوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بكته السماءُ و من فيها و الارض و مَن عليها... المعوّض من قتله ان الائمة من نسله و الشّفاء فى تربته و الفوز معه فى أوبته و الأوصياء من عترته بعد قائمهم و غيبته؛ خداوندا! من تو را به مقام مولود اين روز مى‏خوانم. او پيش از آن كه به دنيا چشم بگشايد و قبل از آن كه تولد يابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر كس در آن بود و زمين و هر كس بر روى آن بود، بر او گريه كرد... . او كه در عوض شهادت او، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگارى با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصياء از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپرى شدن غيبت او مى‏باشد.(20)
11. ميلاد مهدى عليه السلام و ياد حسين عليه السلام
شيخ عباس قمى در مفاتيح الجنان مى‏نويسد:
با فضيلت‏ترين اعمال شب نيمه شعبان - كه باعث آمرزش گناهان است - زيارت امام حسين عليه السلام مى‏باشد. هر كه مى‏خواهد، روح 124 هزار پيامبر با او مصافحه كند، امام حسين‏عليه السلام را زيارت كند. اقل زيارت آن حضرت آن است كه به بالاى بامى رود و به سمت راست و چپ نگاه كند؛ سپس سر به جانب آسمان بلند كند و حضرت را با اين كلمات زيارت كند: «السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته»
در قسمت «زيارات» نيز مى‏نويسد: احاديث بسيارى در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در نيمه شعبان وارد شده است. و بس است در اين باب آنچه كه به چندين سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السلام و امام جعفر صادق‏ عليه السلام وارد شده كه: هر كه بخواهد با او 124 هزار پيامبر، مصافحه كنند، زيارت كند قبر ابى عبدالله الحسين‏عليه السلام را در نيمه شعبان. به درستى كه ملائكه و ارواح پيامبران، رخصت مى‏طلبند و به زيارت آن حضرت مى‏آيند. پس خوشا به حال آن كه مصافحه كند با ايشان، و ايشان مصافحه كنند با او. پنج پيامبر اولوالعزم (نوح، ابراهيم، موسى ‏و عيسى‏ عليهم السلام ‏و محمدصلى الله عليه وآله) نيز با ايشان‏اند.(21)
12. شب قدر و ياد حسين عليه السلام
شب قدر، متعلق به امام زمان عليه السلام است و در اين شب يكى از اعمال مستحبى، زيارت امام حسين عليه السلام است. شيخ عباس قمى مى‏نويسد:
بدان كه احاديث در فضيلت زيارت امام حسين‏عليه السلام در ماه مبارك رمضان - خصوصاً شب اول و نيمه و آخر آن و به خصوص شب قدر - بسيار است. از حضرت امام محمد تقى ‏عليه السلام منقول است كه هر كه زيارت كند، امام حسين‏عليه السلام را در شب بيست و سوم ماه رمضان - و آن شبى است كه اميد است شب قدر باشد و در آن شب هر امر محكمى جدا و مقدّر مى‏شود - مصافحه كند با او روح 124 هزار ملك و پيغمبر كه همه رخصت مى‏طلبند از خداوند در زيارت آن حضرت در اين شب.
از حضرت صادق ‏عليه السلام مروى است: چون شب قدر مى‏شود، منادى از آسمان هفتم از بطن عرش ندا مى‏كند كه حق تعالى هر كسى را كه به زيارت قبر حسين‏عليه السلام آمده، آمرزيد.
و در روايت ديگر است كه هر كه شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو ركعت نماز بگزارد، نزد آن حضرت يا آنچه كه ميسر شود و از حق تعالى بهشت و پناه از آتش را بخواهد؛ خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرمايد. ابن قولويه از حضرت صادق‏عليه السلام روايت كرده كه هر كه زيارت كند قبر امام حسين‏عليه السلام را در ماه رمضان و در راه زيارت بميرد، حسابى نخواهد داشت و به او بگويند كه بدون خوف و بيم داخل بهشت شو.
13. حسين عليه السلام در كلام مهدى ‏عليه السلام
در دعاى ندبه آمده است :« اين الطالب بدم المقتول بكربلا» و« اين الحسن، اين الحسين و اين ابناء الحسين».
و در زيارت منسوب به ناحيه مقدسه آمده است :« فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور و لم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوة مناصباً فَلَأَنْدُبَنَّكَ صباحاً وَ مساءً و لَاَبْكِيَنَّ لك بدل الدموع دماً ؛ اگر زمانه مرا به تاخير انداخت و مقدورات از ياريت بازم داشت و نتوانستم در ركاب تو با دشمنانت بجنگم، ولى از بام تا شام در ياد تو سرشك غم از ديده مى‏بارم و به جاى اشك خون مى‏گريم.».(22)
14. زيارت حسين عليه السلام و مهدى عليه السلام در عيدها
در عيدهاى اسلامى فطر، قربان و غدير؛ زيارت اين دو امام، وارد شده است.(23)
15. كوفه، پايگاه مشترك حسين‏ عليه السلام ، مهدى عليه السلام
امام حسين عليه السلام از مكه به سمت كوفه رفت و حضرت مهدى عليه السلام از مكه به سوى كوفه خواهد رفت و مقر حكومت خود را در كوفه قرار خواهد داد؛ يعنى، راه نيمه سيدالشهداعليه السلام را به پايان خواهد رساند.(24)
16. فرشتگان ياور حسين عليه السلام، ياوران مهدى عليه السلام
شيخ صدوق از امام رضا عليه السلام نقل مى‏كند:
«و لقد نزل الى الارض من الملائكة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غُبرٌ الى ان يقوم القائم فيكونون من انصاره و شِعارُهم يا لثاراتِ الحسين؛(25) به تحقيق چهار هزار فرشته براى نصرت و يارى حسين [عليه السلام] به زمين فرود آمدند. آنان هنگامى كه نازل شدند، ديدند حسين [عليه السلام] كشته شده است، از اين رو، ژوليده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت كردند و همچنان هستند تا اين كه قائم، قيام كند و آنان از ياوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان يا لثارات الحسين است.»
17. رجعت حسين عليه السلام در دولت مهدى عليه السلام
امام محمد باقرعليه السلام مى‏فرمايند: امام حسين ‏عليه السلام شب عاشورا به اصحابش فرمود:«... فابشروا بالجنة، فوالله انما نمكث ماشاء الله تعالى بعد ما يجرى علينا، ثم يخرجنا الله و ايّاكم حين يظهر قائمنا فينتقم من الظالمين، و انا و انتم نشاهدهم فى السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النكال...؛ بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم كه بعد از آنچه بر ما جارى شود، مكث خواهيم كرد آن قدر كه خداى تعالى خواسته باشد، پس بيرون مى‏آورد ما و شما را در آن هنگامى كه قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد كشيد از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهيم كرد ايشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نكال...»(26)
و امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، دوباره از« رجعت» خود سخن گفته، مى‏فرمايد: «من اولين كسى خواهم بود كه زمين شكافته مى‏شود و رجعت مى‏كنم».(27)
18. حسين عليه السلام در سوگ مهدى عليه السلام
امام صادق‏عليه السلام درباره آيه شريفه «ثم رددنا لكم الكرة عليهم»(28) مى‏فرمايد:« مقصود زنده شدن دوباره امام حسين عليه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است؛ در حالى كه كلاه‏ خودهايى طلايى بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين‏ عليه السلام را اطلاع مى‏دهند تا مؤمنان به شك و شبهه نيفتند».
امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:« حسين ‏عليه السلام با اصحابش مى‏آيند و هفتاد پيامبر آنان را همراهى مى‏كنند؛ چنان كه همراه موسى عليه السلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن‏گاه حضرت قائم ‏عليه السلام انگشتر را به وى مى‏سپارد و امام حسين ‏عليه السلام غسل و كفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده مى‏گيرد».(29)
19. مهدى عليه السلام و زنده نگه‏داشتن ياد عاشورا
در اين باب، داستان‏هاى متعددى است كه از ميان آنها، داستان علامه بحرالعلوم(30)، گواه خوبى بر عشق و علاقه وافر حضرت حجت ‏عليه السلام به عزادارى و زنده نگه داشتن ياد عاشورا و شهداى كربلا است.
20. مهدى عليه السلام و سفارش به زيارت عاشورا
محدث نورى( ره) حكايت سيد رشتى را چنين نقل مى‏كند كه حضرت به سيد دستور خواندن نافله( خصوصاً نافله شب)، زيارت جامعه و زيارت عاشورا را مى‏دهد و بعد از آن مى‏فرمايد: شما چرا نافله نمى‏خوانيد؟ نافله، نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمى‏خوانيد؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمى‏خوانيد؟ جامعه، جامعه، جامعه!(31)
21. مهدى عليه السلام در سوگ حسين‏عليه السلام
علامه امينى (ره) در الغدير(32) مى‏گويد: در ميان اصحاب ما مشهور است كه در هر مجلسى قصيده ابن عرندس خوانده شود، موجب تشريف فرمايى حضرت بقية الله - روحى له الفداه - به آن مجلس مى‏شود. ما براى تيمن و تبرك چند بيت اين قصيده را ذكر مى‏كنيم.
ايقتل ظمْآناً حسين بكربلا
و فى كلّ عضو من انامله بحر
و والدهُ الساقى على الحَوْض فى غدٍ
و فاطمة ماء الفرات لها مهر
فوالهف نفسى للحسين و ما جنى
عليه غداة الطف فى حربه الشمر
22. مصيبت حسين‏عليه السلام و تعجيل در فرج
صاحب مكيال المكارم مى‏گويد: يكى از دوستان صالحم برايم نقل كرد كه مولايمان حضرت حجت عليه السلام را در خواب ديدار كرده بود و حضرتش سخنى فرموده بود كه مضمونش اين است:« انى لادعوا لمؤمن يذكر مصيبة جدى الشهيد، ثم يدعو لى بتعجيل الفرج و التأييد؛ همانا من براى هر شيعه‏اى كه مصيبت جد شهيدم را ياد كند و سپس براى تعجيل فرج و تأييد [امر من] دعا كند، من [نيز] براى او دعا خواهم كرد».(33)
23. سختى مصيبت
مصيبت حسين عليه السلام سخت‏ترين مصيبت‏ها است:
«فرزند تو به مصيبتى گرفتار مى‏شود كه مصيبت‏ها در كنار آن كوچك خواهد بود...»(34).
«لا يوم كيومك يا اباعبداللَّه»(35).
مهدى(ع) نيز مصيبتش طولانى و محنتش شديد است. او شاهد همه رنج‏ها و مصيبت‏هايى است كه بر تمامى انسان‏ها و فرد فرد شيعيانش وارد مى‏شود:
«انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم...؛(36) ما در رسيدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده‏ايم.»
24. اصلاح ‏گرى
امام حسين‏عليه السلام و مهدى‏عليه السلام دو اصلاح‏گر سترگ‏اند. حسين‏عليه السلام مى‏گويد: »انما خرجت لطلب الاصلاح«.
در مورد مهدى نيز آمده است:« ليصلح الامة بعد فسادها(37)؛ خداوند به وسيله حضرت مهدى‏عليه السلام اين امت را پس از آن‏كه تباه شده‏اند، اصلاح مى‏كند».
25. بيعت نكردن با طاغوت
امام حسين‏ عليه السلام مى‏فرمايد:« لا واللَّه لا اعطيكم اعطاء الذليل و لا افرّ فرار العبيد؛ نه به خدا قسم دستم را از روى خوارى و ذلّت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمى‏كنم.»
مهدى‏عليه السلام نيز بيعت هيچ طاغوتى را به گردن ندارد.
«ما منّا احدٌ الاَّ و يقع فى عنقه بيعة لطاغية زمانه الاّ القائم... لئلا يكون لاحد فى عنقه بيعة اذا خرج ذاك التاسع من ولد اخى الحسين؛(38) هر كدام از ما (اهل بيت‏ عليهم السلام) در زمان خود بيعت حاكمان و طاغوت‏هاى زمان را( از روى تقيه) به عهده داريم، مگر قائم... تا هنگامى كه قيام مى‏كند بر گردنش بيعت حاكمى نباشد او نهمين فرزند برادرم حسين است.»
26. آرزوى شهادت در ركاب حسين‏عليه السلام و مهدى ‏عليه السلام
دو آرزو در روايات ما مطلوب است؛ يكى بودن در كربلا و شهادت در ركاب حسين و ديگرى فيض جهاد و شهادت در ركاب امام مهدى‏عليه السلام:
«يا ليتنى كنت معكم فافوز فوزاً عظيما»(39).
«اللهم انى اجدّد له فى صبيحة يومى هذا... و اجعلنى من انصاره... و المستشهدين بين يديه... فاخرجنى من قبرى مؤتزراً كفنى شاهراً سيفى...»(40).
دوم. تحليل ها
1. عاشورا، پشتوانه فرهنگى انتظار
فرهنگ «عاشورا»، زمينه‏ساز فرهنگ «انتظار» است.« انتظار» ادامه عاشورا است و چشم به راه حسين ديگرى نشستن در كربلايى به وسعت جهان.
فرهنگ «عاشورا» آن چنان در روح انسان‏ها، رسوخ كرده و آتش عشقش، شراره‏اى در دل‏ها انداخته كه بدون ترديد، مؤثرترين و پايدارترين عنصر فرهنگ‏ساز، براى شيعيان و تمامى انسان‏هاى آزاده عالم است. به گفته امام راحل(ره):« ما هر چه داريم از محرم و صفر داريم».
2. اشتراك در اهداف
هدف مهدى عليه السلام، نجات انسان‏ها از بردگى فكرى و برداشتن زنجيرهاى اسارت از آنان است.
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:« اذا قام القائم ذهب دولة الباطل؛ هنگامى كه قائم قيام كند، هر آينه باطل از بين مى‏رود».(41)
هدف امام حسين عليه السلام نيز در زيارت« اربعين» چنين بيان شده است:
«و بذل مهجة فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضالة؛ خون خود را تقديم تو كرد، تا انسان‏ها را از نادانى و گمراهى رهايى بخشد.»
پس هدف هر دو، احياى دين و جلوگيرى از انحطاط ارزش‏ها است.
3. مشابهت در زمانه
حسين عليه السلام زمانه خود را چنين توصيف مى‏كند:« الا ترون انّ الحق لايعمل به و انّ الهوى لايترك عنه؛ آيا نمى‏بينيد كه به حق عمل نمى‏شود و از باطل خوددارى نمى‏گردد»،(42)« فان السنة قد اميتت و انّ البدعة قد احييت؛ همانا در شرايطى هستيم كه سنت پيامبر، از بين رفته و بدعت‏ها زنده شده است».« و على الاسلام السلام اذا قد بليت الامة براعٍ مثل يزيد؛ اگر حاكم امت، فردى همچون يزيد باشد، پس بايد فاتحه اسلام را خواند.»
زمانه مهدى عليه السلام نيز چنين است:« يعطف الهوى على الهدى، اذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الرأى على القرآن، اذا عطفوا القرآن على الرأى... و يحيى ميّت الكتاب والسنة؛ چون مهدى قيام كند، خواهش‏هاى نفسانى را به هدايت آسمانى، باز گرداند؛ پس از آنكه رستگارى را به هواى نفس بازگردانده باشند. آرا و افكار را پيرو قرآن كند، پس از آنكه قرآن را تابع رأى خود گردانده باشند... پس مهدى به شما نشان خواهد داد كه روش عادلانه در حكومت، چگونه است و آنچه را كه از كتاب و سنت متروك مانده، زنده خواهد ساخت».(43)
زمانه مهدى عليه السلام و حسين عليه السلام، در انحراف فكرى، فساد اجتماعى، رواج بى‏دينى و بدعت در سطح جهانى، مشابه يكديگر است.
مشابهت در زمانه، ابعاد متعددى دارد؛ از تبليغات جبهه باطل گرفته تا حاكميت خلفاى جور و غربت دين در عرصه زندگى و جامعه. تبليغات بنى‏اميه و معاويه عليه اهل بيت‏عليهم السلام و امام حسين عليه السلام(44)، شباهت زيادى به تبليغات كشورهاى استكبارى و صهيونيست‏ها، عليه ايران اسلامى دارد.
4. مشابهت در ياران
ياران حسين عليه السلام بهترين ياران و فدايى او بودند. آنان از معرفت، محبت، اطاعت و تسليم نسبت به امام خود و سبقت در اجراى خواسته‏ها و فرامين او برخوردارند و در عبادت، صداقت، اخلاص و شجاعت يگانه دوران بودند.
ياران مهدى عليه السلام نيز چنين‏اند:« هم اطوع له من الامة لسيدها؛ آنها مطيع‏تر از كنيز نسبت به مولاى خود هستند».(45)
«كدّادون جاحدون فى طاعته؛(46) ياران مهدى (عج) در فرمانبردارى از حضرتش، بسيار كوشا و مصمم ‏اند.»
«لهم يسبهم الاولون و لايدركهم الآخرون؛(47) آنان در[ شايستگى‏ها و امتيازات بر اوج رفيعى‏اند] نه از نسل‏هاى گذشته، كسى از آنان پيشى گرفته و نه از آيندگان، كسى به مقام والاى آنان مى‏رسد.»
«رهبان بالليل ليوث بالنهار، كَاَنَّ قلوبهم زبر الحديد؛ عابدان شب و شيران روزند، در شجاعت قلوبشان همچون پاره‏هاى آهن است».(48)
5. ضرورت درگيرى و نبرد
درگيرى بين حق و باطل، ايمان و كفر، يك ضرورت است؛ چون حقيقت «ايمان»، حركت و رويش و خصلت «كفر »ايستادگى و ماندگى است.
ساده انديشى است اگر گمان شود، مسائل و مشكلات، تنها با گفت‏وگو حل مى‏شود. بايد به فكر پس از گفت‏وگو هم بود كه اگر زير بار حق نرفتند و يا خواستند بر ظلم خود باقى بمانند، چه بايد كرد؟ پس از گفت ‏وگو و دو گروه شدن، مخاصمه و درگيرى هم هست يا نه؟« فاذا هم فريقان يختصمون...»(49). به راستى آيا مشكل اسرائيل و فلسطين، با گفت‏ وگو حل مى‏شود؟ آيا آمريكا باگفت‏وگو حاضر است، از خوى استكبارى خود دست بردارد؟
نبرد حسين عليه السلام و يزيد، جنگ مهدى عليه السلام و مستكبران، نبرد حق و باطل است؛ يكى در محدوده كربلا و ديگرى در وسعت همه زمين.
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:« ليس شأنه الا السيف؛(50) او فقط شمشير را مى‏شناسد.»
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:« يكفّون سيوفهم حتى يرضى الله عزّوجلّ؛(51) ياران قائم شمشيرهاى خويش را بر زمين نمى‏نهند تا اين كه خداى عزوجل راضى شود».
6. منتظران مهدى عليه السلام، پرورش يافتگان مكتب عاشورا
ياران مهدى عليه السلام، همه عاشورايى‏اند و در مكتب حسين عليه السلام پرورش يافته و باليده‏اند.
كسانى مى‏توانند در ركاب مهدى‏عليه السلام باشند و امام حق را يارى رسانند كه در مكتب «عاشورا» آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشند كه حسين ‏عليه السلام خود معيار سلم و حرب و تولاّ و تبرّا است.
7. سختى و مشكلات راه
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:« قيام امام زمان عليه السلام نشانه هايى دارد». راوى پرسيد: آنها چيستند؟ امام صادق عليه السلام فرمود:« ذلك قول الله عزوجل و لنبلونكم بشى‏ء من الخوف و الجوع(52) لو قد خرج قائمنا، لم يكن الا العَلَق و العَرَق و القوم على السروج؛(53) اين سخن خداوند است كه شما را با گرسنگى و ترس آزمايش مى‏كند؛ هنگامى كه قائم ما قيام كند، خون است و عرق ريختن و سوار بر مركب‏ها بودن در ميدان‏هاى مبارزه.»
8. پيوستن و جدا شدن ياران
به كاروان حسين‏عليه السلام كسانى پيوستند كه اميد پيوستنشان نبود، همچون زهير و حرّ كه يكى عثمانى بود و در صفين بر عليه على‏عليه السلام شمشير زده و ديگرى فرمانده سپاه عمر سعد بود. و كسانى به بهانه‏هاى واهى نپيوستند، همچون طرماح بن عدى و يا پيوستند و جدا شدند و سعادت شهادت در كنار حسين‏عليه السلام را نداشتند؛ چه آنانى كه در ميانه راه جدا شدند و چه آنانى كه در كربلا، از ميدان معركه گريختند.
در مورد ياران مهدى‏عليه السلام نيز داريم:
قال الصادق‏عليه السلام:« اذا خرج القائم يخرج من هذا الامر من كان يُرى انه من اهله و دخل فيه شبه عبدة الشمس والقمر؛(54) هنگامى كه قائم قيام كند از امر [ولايت] او كسانى بيرون مى‏روند كه همواره چنين به نظر مى‏رسيد از ياران او باشند. و به امر[ ولايت] او در مى‏آيند آنانى كه شبيه خورشيد پرستان و ماه پرستانند.»
در مورد يهوديان جزيرةالعرب، نيز داريم كه منتظر آمدن پيامبر بودند. اما وقتى آمد، به او كافر شدند.« فلما جائهم ما عرفوا كفروا به»(55) از حسين نيز تقاضا كردند كه بيايد و نامه‏ها نوشتند، اما هنگامى كه آمد، به او پشت كردند و خون او را ريختند.
9. الهام پذيرى هر دو فرهنگ
حسين‏عليه السلام با شهادت خود، پايه گذار فرهنگ شهادت شد و اين فرهنگ، آن چنان در فرهنگ مسلمين ريشه دواند و در دلها جا باز كرد كه به عنوان الگو، سرآغاز بسيارى از حركتها و قيامهاى حق طلبانه در سرزمين پهناور اسلامى بر عليه خلفا و حاكمان ستمگر، شد. در عراق؛ بصره و( كوفه سليمان بن صرد، مختار، زيد بن على)، در حجاز؛ مدينه و مكه، در خراسان( يحيى بن زيد)(56). و هنوز هم همه عدالت خواهان و مردان تاريخ، مى‏گويند بايد پا جاى پاى حسين و شهداى كربلا گذاشت( گاندى).
انتظار نيز به عنوان يكى از بزرگترين، قوى‏ترين و انگيزه سازترين آرمان‏هاى انسانى، نقش بى بديلى در از بين بردن يأس و نااميدى و پيروزى نهايى مظلومان بر مستكبران دارد «و نريدان نمن... و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين». همچنان كه مى‏تواند به عنوان يك راهبرد اساسى و كليدى در تمامى ابعاد سياسى - اجتماعى، تربيتى و فكرى يك جامعه تأثير گذار باشد.
از طرف ديگر منتظر ظهور مصلح، خود بايد صالح باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود:« ان لنا دولة يجى‏ء بها الله اذا شاء ثم قال: من سرّه ان يكون من اصحاب القائم عليه السلام فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر؛(57) ما دولت و حكومتى داريم و خداوند، هرگاه بخواهد اين دولت ظهور خواهد كرد و اگر كسى خوشحال و خشنود مى‏شود كه از ياران مهدى عليه السلام باشد؛ پس منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و اجتناب از گناهان و اهل محاسن و مكارم اخلاق باشد.»
«يخرج اناسٌ من المشرق و يوطئون للمهدى سلطانه؛ گروهى از مشرق زمين به پا خاسته و زمينه ساز حكومت امام مهدى عليه السلام مى‏شوند.»
10. زوال دولت‏هاى باطل
حسين عليه السلام، با شهادت خود، باعث رسوايى و در نتيجه نابودى دولت بنى اميه شد. مهدى عليه السلام نيز با ظهور خود، باعث رسوايى و تزلزل تمامى دولت‏هاى مستكبر، خواهد شد:
«اذا قام القائم ذهب دولة الباطل؛(58) هنگامى كه قائم قيام كند، هر دولت باطلى از بين مى‏رود.»
در دعاى ندبه، ندا سر مى‏دهيم:
«اين قاصم شوكة المعتدين؟ اين هادم ابنية الشرك و النفاق؟ اين مبيد اهل الفسوق و العصيان و الطغيان؟...؛(59) كجا است درهم شكننده شوكت متجاوزان؟ كجا است ويران كننده بناهاى شرك و نفاق؟ كجا است نابودكننده اهل نادرستى و عصيان و طغيان؟....»
در روايات نيز آمده است:
«و لايكون ملك الا للاسلام؛(60) در آن روز حكومتى جز حكومت اسلام، نخواهد بود».
«يبلغ سلطانه المشرق و المغرب؛(61) دولت مهدى (عج) شرق و غرب جهان را فرا گيرد».
«اذا قام القائم لايبقى ارض الاّ نودى فيها شهادة ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله؛(62) هنگامى كه مهدى (عج) قيام كند زمينى باقى نمى‏ماند مگر آن كه گلبانگ توحيد و رسالت پيامبر در آن بلند گردد.»
11. تكيه بر سنت‏هاى الهى
سنت خداوند چنين است كه تا تحولّى در وجود انسان‏ها پديد نيايد، وضعيت جامعه و اجتماع آنان، دگرگون نخواهد شد:« ان الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بانفسهم»(63) و سنت‏هاى الهى تخلف ‏ناپذير است:« ولن تجد لسنة الله تبديلاً».(64)
ظهور مهدى عليه السلام زمينه‏هاى مردمى و عدّه و عُدّه‏اى را مى‏طلبد كه بايد فراهم شود و اين به عهده ما است؛ گرچه اگر ما كارى نكنيم، ظلم فراگير و باطل خود زمينه ساز عدالت و حق خواهد بود؛ چون باطل رفتنى است: «قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا»ً.(65)
البته اين بدان معنا نيست كه از امدادهاى غيبى و معجزات استفاده نمى‏شود؛ بلكه امدادهاى غيبى نيز از سنت‏هاى الهى است. و فرآيند خاص خود را دارد. به شهادت قرآن، پس از به كار گرفتن تمامى استعدادها، تلاش‏ها، تحمل سختى‏ها و شدايد و طلب و درخواست انسان‏ها، امداد و عنايت الهى فرا خواهد رسيد: »ان تنصرالله ينصركم«(66) و «... ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم مستهم البأساء والضراء و زلزلوا حتى يقول الرسول و الذين آمنوا معه متى نصر الله الا انّ نصر الله قريب»(67).
از شرايط اساسى ظهور حضرت حجّت زمينه‏هاى مردمى است:
«ان المهدى لايخرج حتى تقتل النفس الزكية... فاتى الناس المهدى فزفّوه كما تزّف العروس».(68)
«انّه لايخرج حتّى لايكون غائب احب الى الناس منه ممّا يلقون من الشر...ّ.»(69)
12. نقش زنان
نقش زنان، در هيچ حركتى از حركت‏هاى اسلامى و شيعى - از صدر اسلام تاكنون - به اهميت و برجستگى نقش زن در قيام «عاشورا» نبوده است.
«عاشورا» تنها صحنه‏اى است كه در آن «زن»، در متن قرارداد و نه حاشيه و نقش زن شيعى در آن، پررنگ و پرحضور است و شايد يكى از رمزهاى جاودانگى آن همين باشد. نقش« زينب ، اين شيرزن دريادل كربلا و همسر و دختران امام حسين عليه السلام - به عنوان پيام‏آوران واقعه عاشورا - از جايگاه خاصى برخوردار است. نقش ام وهب، دلهم( زن زهير)، طوعه، مارى(70) و حتى زنان قبيله بنى همدان(71)، غير قابل كتمان است.
مرحوم حاج شيخ ملاسلطان على تبريزى - كه از جمله عابدان و زاهدان بود - در عالم رؤيا خدمت امام زمان عليه السلام رسيد و عرض كرد: آيا اين كه فرموديد: «فلأندبنك صباحاً و مساءً و لأبكين لك بدل الدموع دماً» صحيح است؟ فرمود: آرى، صحيح است.
عرض كردم: آن كدام مصيبت است كه به جاى اشك، خون گريه مى‏كرديد؟ آيا مصيبت حضرت على اكبر است؟
حضرت فرمود: اگر على اكبر هم بود، در اين مصيبت خون مى‏گريست.
- آيا مصيبت حضرت عباس است؟
- اگر عباس هم بود، در اين مصيبت خون مى‏گريست.
- آيا مصيبت حضرت سيدالشهدا عليه السلام است؟
- اگر سيدالشهدا عليه السلام هم بود، در اين مصيبت خون مى‏گريست.
- پس كدام مصيبت است؟
- مصيبت اسيرى زينب.(72)
در قيام حضرت مهدى عليه السلام نيز چنين است و زنان از جايگاه ويژه‏اى برخوردار خواهند بود. نقش زن در عصر ظهور، همچون نقش مدعيان امروز و طرفداران حقوق زن نيست كه او را تا سرحد يك كالا و وسيله‏اى براى لذت‏طلبى و عيّاشى تنزل داده‏اند.
جابربن يزيد جعفى از امام باقر عليه السلام نقل مى‏كند:
و يجى‏ء والله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمكة على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف؛(73) به خدا سوگند 313 نفر مى‏آيند كه پنجاه تن از آنان زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى، در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد«.
ام سلمه نيز از پيامبر صلى الله عليه وآله چنين روايت كرده است:« يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس اليه كالطير الوارد المتفرقة حتى يجتمع اليه ثلاث مأة و اربعة عشر رجلاً فيه نسوة فيظهر على كل جبار و ابن جبار(74)؛ در آن هنگام پناهنده‏اى به حرم امن الهى پناه مى‏آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مى‏برند به سوى او جمع مى‏شوند تا اين كه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفر گرد آمده كه برخى از آنان زن مى‏باشند كه بر هر ستمگر و ستمگر زاده‏اى پيروز مى‏شوند.»
13. دشوارى حفظ دين
در دوران امام حسين عليه السلام بر اساس بدعت‏هاى خلفا و تبليغات بنى اميه، دين بى ارزش و بازار دنيا پررونق بود:« الناس عبيد الدنيا و الدين على السنتهم ما درّت معايشهم فاذا محصّوا بالبلاء قلّ الديّانون؛ مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان مى‏باشد، مادامى كه زندگى دنياى آنها تأمين شود. اما همين كه در بوته امتحان قرار گرفتند، دين داران كم خواهند بود».(75)
اگر نبود حسين عليه السلام - اين خط روشن ولايت و وارث پيامبران - چراغ دين، آخرين كورسوهاى خود را مى‏زد.
در عصر انتظار نيز حفظ دين، از سخت‏ترين كارها است. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: »ان لصاحب هذا الامر غيبة، المتمسّك فيها بدينه كالخارط لشوك القتاد بيده - ثم اوْمأ ابوعبدالله‏عليه السلام بيده هكذا. قال: فايّكم تمسّك شوْك القتاد - ثمّ اطوق مليّاً ثمّ قال: ان لصاحب هذا الامر غيبة فليتّق الله عبد عند غيبته و ليتمسّك بدينه؛(76)
براى صاحب اين امر (حضرت مهدى عليه السلام) غيبتى خواهد بود. هر كس در روزگار غيبت او دين خود را حفظ كند، مانند كسى است كه تيغ‏هاى تيزگياه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد؛ سپس حضرت با دست[مبارك] خويش اشاره فرمود كه چگونه با دست، تيغ‏هاى قتاد را بايد هموار ساخت. آنگاه افزود: كدام يك از شما تا به حال توانسته است، خارهاى خنجرگونه قتاد را به دست بگيرد؟
سپس حضرت سر به زير افكند و مدتى سكوت كرد؛ آن گاه افزود: براى صاحب اين امر، غيبتى است كه در روزگار دشوار غيبت، هر بنده خدايى بايد تقوا پيشه كند و دينش را حفظ نمايد.
در روايتى ديگر، آمده است:
«منْ ثَبتَ على ولايتنا فى غيبة قائمنا، اعطاه الله اجْر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد؛(77) كسى كه در روزگار قائم ما، در امر ولايت ما ثابت قدم و استوار باقى بماند و نلغزد، چنان است كه خداوند پاداش هزارشهيد مانند شهداى جنگ‏هاى بدر و احد به آنان عطا مى‏فرمايد.»
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: »يأتى على الناس زمانٌ يغيب عنهم امامهم. فيا طوبى للثابتين على امرنا فى ذلك الزمان؛(78)
روزگارى بر مردم خواهد آمد كه امام و پيشواى ايشان از[ چشم] آنان غايب و پنهان مى‏گردد. پس خوشا بر احوال كسانى كه در آن زمان (غيبت در امر ولايت) ثابت قدم و استوار مى‏مانند«.
حضرت در ادامه، فضايل فراوانى براى كسانى كه دين خود را حفظ مى‏كنند، بيان مى‏دارد كه اين فضايل زياد، به جهت سنگينى و عظمت كار آنان است.
پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: »اللهمّ لقّنى اخوانى، مرتين... لاحدهم اشدّ بقيةً على دينه من خرط القتاد فى الليلة الظلماء او كالقابض على جمْر الغضاء، اولئك مصابيح الدجى ينجيهم الله من كل فتنة غبراء مظلمة؛(79)
بارالها! مرا به ديدار برادرانم نايل گردان... هر يك از ايشان در پايدارى و استوارى در دين، از كسى كه در دل تيره شب، شاخه پرتيغ گياه قتاد را، با كف دست صاف و هموار مى‏سازد، پايدارتر است؛ يا همانند كسى كه صبورانه پاره آتشى را بر دست گيرد و در آن حال در دين خويش استوار باشد. آرى، ايشان چراغ‏هاى هدايت[ در شب تاريك و ديجور] هستند. خداوند ايشان را از هر فتنه تيره و تار رهايى مى‏بخشد«.
14. سازش ناپذيرى
حسين عليه السلام در ردّ درخواست يزيد بر بيعت، با قاطعيت مى‏گويد: »مثلى لايبايع مثله«؛(80) حضرت مهدى عليه السلام نيز با هيچ‏كس سر سازش ندارد. امام باقر و صادق‏ عليهما السلام مى‏فرمايند: «ليس شأنه الاّ السيف؛ او فقط شمشير را مى‏شناسد»(81)،« يقتل اعداء الله حتى يرضى الله؛ دشمنان خدا را مى‏كشد تا خدا راضى گردد».(82)
15. تلاش جهت جذب و نيروسازى
حسين عليه السلام، مدام به فكر جذب نيرو و تربيت و سازندگى بود. و با نامه به شهرهاى مختلف و سفرهاى خود و با زندگى ساده و انفاق‏هاى خود، سعى در جذب و تأليف قلوب و تربيت و پرورش آنان داشت. او دو سال پيش از مردن معاويه، در »منا«، جمعى بالغ بر هزار نفر از صحابه و تابعان را گرد آورد و تمامى فضايل اهل بيت را به همراه ويژگى‏هاى دشمنان آنان، از قرآن بر آنان خواند.
آن حضرت در دوره يزيد، در سفر خود از مكه به كربلا، از سياست جذب نيرو چشم نپوشيد و افرادى همچون زهير و حرّ را جذب نمود.
مهدى‏عليه السلام فرزند حسين‏عليه السلام نيز در ميان ما و در حال تلاش و نيروسازى است و لحظه‏اى از اين مهم غافل نيست:
»ان يكون صاحبكم المظلوم، المجحود حقه، صاحب هذا الامر يتردد بينهم و يمشى فى اسواقهم و يطأ فرشهم و لايعرفونه حتى يأذن الله له ان يعرّفهم نفسه؛(83) صاحب اين امر... در ميان آنان راه مى‏رود، در بازارهايشان رفت و آمد مى‏كند. روى فرش‏هايشان گام برمى‏دارد؛ ولى او را نمى‏شناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفى كند.
در جلد دوم موسوعه امام مهدى (تأليف شهيد محمد صدر) داستان‏هايى شنيدنى و موثق در اين باره آمده است.
15. انتظار
پيامبرصلى الله عليه وآله از خيلى پيش‏ترها، خبر شهادت امام حسين‏عليه السلام را داده بود. امام على‏عليه السلام نيز مى‏فرمود: »هيهنا مناخ ركاب و مصارع عشاق«. اين اخبار تا آن جا بود كه كسانى، از مدت‏ها پيش در منطقه كربلا اقامت گزيده و منتظر يارى فرزند رسول خدا بودند و سرانجام به آرزوى خود رسيدند.(84)
پيامبرصلى الله عليه وآله و تمامى ائمه‏ عليهم السلام، بشارت ظهور مهدى‏عليه السلام و دولت كريمه او را داده‏اند و بايد منتظر بود كه:« افضل الاعمال انتظار الفرج».
16. طلب يارى
فرياد استنصار و طلب يارى حسين‏عليه السلام، هنوز هم از رواق تاريخ به گوش مى‏رسد:« هل من ناصرٍ ينصرنى؛ هل من مغيث يغيثنا؛ هل من ذابّ يذبّ عن حرم رسول الله».
فرياد استنصار مهدى‏عليه السلام، نيز همواره بلند است. آيا كسى هست كه مهدى آل محمد را يارى كند؟ آيا كسى هست عشق مرا در دل‏ها زنده كند؟ و انسان‏هاى بريده از مرا، با من پيوند زند؟
مى‏گويند با شنيدن فرياد «هل من ناصر حسينى»، گهواره على اصغر تكان خورد! آيا با شنيدن« هل من ناصر مهدوى» نيز، دلى هست كه بلرزد و با امامش عهد و پيمانى ببندد و به كمك او برخيزد؟ آن هم در اين عصر وانفسا؟!
»او در روز ظهور خود به ديوار كعبه تكيه داده بانگ بر مى‏دارد: »اى مردم! ما از خداوند يارى مى‏جوييم. هر كه مى‏خواهد ما را اجابت كند... از شما مى‏خواهم كه به حق خدا و به حق رسول خدا و به حق خودم بر شما - كه حق قرابت رسول‏اللَّه )ص( مى‏باشد - ما را كمك كنيد و كسانى را كه به ما ظلم مى‏كنند، از ما بازداريد كه ما را ترسانده و بر ما ظلم كرده‏اند. از شهر و فرزندانمان جدا كرده، بر ما ستم روا داشتند و شوريدند. اهل باطل حقمان را گرفته، بر ما افترا بستند. خدا را درباره ما در نظر آوريد! ما را تنها نگذاشته، خوارمان نكنيد. ياريمان كنيد كه خداوند شما را يارى مى‏كند«.(85)
17. تدبير و مديريت
مديريت حسين‏عليه السلام، مديريتى بى‏نظير است. اين‏كه جماعتى اندك در برابر سپاهى سى هزار نفرى، از پگاه صبح تا هنگام عصر مقاومت كنند؛ حكايت از مديريت عالى و تدبير بلند حسين(ع) دارد. او با تشكيل ميمنه و ميسره و علمدار و قرار گرفتن خود در قلب سپاه، به عنوان فرمانده و قرار دادن خيمه‏ها در جايگاهى مناسب - به طورى كه پشت آن نهرى خشك‏شده باشد - و ريختن نى و هيزم در آن و آتش زدن آنها در فرصتى مناسب و خيمه‏ها را در كنار هم بستن و... به طورى كه دشمن نتواند آنها را محاصره كند و تنها از روبه ‏رو با آنها بجنگد، نشان داد كه از تدبير و مديريتى بى‏نظير برخوردار است. امام با تسلّطى شگرف تمامى صحنه‏ها را زير نظر داشت و هم‏چون يك فرمانده پيروز تا آخرين لحظه، ذرّه‏اى ترس و واهمه به خود راه نداد. او در شب عاشورا از تمام منطقه نبرد، بازديد كرد و با گفت‏وگوىِ با اصحاب و اهل حرم همه آنان را به آمادگى و وسعت رسانيد و خود و اهل‏بيت و اصحابش، با عبادت و دعا شب را به صبح رساندند. كسانى كه صبح پركارى دارند، بايد شب‏ها را به پا خيزند و با خالق خود به راز و نياز بپردازند.
»يا ايها المزّمّل قم الليل ... إن لك فى النهار سبحاً طويلا«(86(
مهدى‏عليه السلام نيز در مديريت و تدبير، همچون جدّ بزرگوار خود حسين(ع) است. تشكيل يك حكومت جهانى و اداره همه انسان‏ها مديريتى مى‏خواهد سترگ، به عظمت سينه مهدى)ع( كه: آلة الرياسة سعة الصدر.
سوّم. رهيافت‏ها
با پيوندها به تحليل مى‏رسيم و با تحليل‏ها به رهيافت‏ها. هر كدام از تحليل‏ها، مى‏تواند پيام آور رهيافت يا رهيافت‏هايى باشد. آن جا كه يوسف عليه السلام با خواب عزيز مصر، به دو برنامه هفت ساله مى‏رسد و مصر را از قحطى و گرسنگى نجات مى‏دهد. چرا نتوان با اين همه پيوند و تحليل، به رهيافت‏ها و در نتيجه به برنامه‏ريزى و موضع‏گيرى مناسب رسيد؟!.
اين رهيافت‏ها )هم چون سيره تربيتى، اخلاقى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و مديريتى آن حضرت(، مى‏تواند اساس برنامه‏ريزى‏هاى راهبردى و كلان جامعه منتظر و حكومت دينى باشد.
1. تبيين فرهنگ عاشورا
اگر »عاشورا« پشتوانه فرهنگى »انتظار« است؛ پس در جهت تبيين حركت عاشورا و نيز برگزارى هر چه باشكوه‏تر مراسم عاشورا و معرفى اسوه‏هاى جاويدان آن، بايد تلاش دو چندان كرد.
خيلى فرق است بين اين كه به »عاشورا«، به عنوان پشتوانه و عقبه فرهنگى و الهام‏پذيرِ انتظار نگاه شود؛ يا يك سنت برخاسته از عواطف و احساسات قومى.
رسانه‏هاى عمومى - به خصوص صدا و سيما -، حوزه‏هاى علميه و مراكز فرهنگى، نقشى حياتى و اساسى در غنا بخشيدن به اين فرهنگ دارند.
»كربلا« دانشگاه بزرگى است با كلاس‏ها و درس‏هاى بسيار. ابعاد و آموزه‏هاى اين دانشگاه بزرگ، هنوز هم بر بسيارى پوشيده است. بايد در اين درياى عميقِ گسترده پربار، غوّاصانى ماهر و زبردست، به صيد بپردازند تا لؤلؤها و مرواريدهاى گران‏بهاى آن را به چنگ آورده، در اختيار خواستاران و خريداران قرار دهند.
هنوز هم اين حركت عظيم و منشور بى نهايت، زواياى پنهان و ابعاد گسترده‏اى دارد كه تنها بر عاشقان رخ مى‏نمايد. اين غزال گريز پا در كمند هر كس نمى‏افتد! پرورش يافتگان مكتب مهدوى، امام حسين‏عليه السلام را به عنوان معيار »سلم و حرب« و منشأ »الهام‏پذيرى« مى‏دانند. بايد اين معيار براى همگان به خوبى تبيين شود.
2. تبيين دين
عصر حسين عليه السلام، عصر غربت دين بود و عصر انتظار نيز چنين است. قيام حسين و فرزندش مهدى‏عليه السلام براى احياى دين است. منتظر مهدى، بايد از دين و ضرورت، قلمرو، و زبان آن و... تحليلى عميق داشته باشد؛ تا در اين عصر - كه عصر شبهات و فتنه‏ها است - بتواند زمينه ساز حركت مهدى )عج( باشد.
3. الگو سازى
حسين‏عليه السلام و يارانش الگوى منتظران‏اند؛ از اين رو بايد در مبانى فكرى و ويژگى‏هاى رفتارى و تربيتى آنان، درنگى شايسته كرد.
4. فرهنگ بسيح
ضرورتِ درگيرى و نبرد، بايستگى »فرهنگ بسيج« را به عنوان يك راهبرد اساسى، فراروى حكومت دينى قرار مى‏دهد. تقويت اين نهاد مقدس، زمينه‏سازى براى ظهور است.
بايد از كسانى كه در هشت سال دفاع مقدس، از نبرد نهراسيدند و سختى‏ها و مشكلات راه را به جان خريدند، تجليل كرد و سينما و ادبيات دفاع مقدس را - نه به عنوان يك تفنن - كه به عنوان يك ضرورت و هدف راهبردى نظام، پى گرفت. بسيج برخاسته از فرهنگ جبهه و شهادت است. و به گفته امام راحل »مدرسه عشق است«. اين رهيافت شاخصه و معيار اساسى در انتخاب مسؤولان و كارگزاران است. ترويج اين فرهنگ و نهادينه كردن آن، باعث مى‏شود كه هر كس تكليف خود را با مهدى‏عليه السلام روشن كند؛ تا در اوج نبرد با اسبى كه در خيمه مخفى كرده، فرار نكند و مهدى‏عليه السلام را همچون حسين‏عليه السلام تنها نگذارد.
5. معرفت امام
كسانى مى‏توانند شعار خود را »يا لثارات الحسين« قرار دهند كه به مقام »ابوت با امام« رسيده باشند تا بتوانند خونخواه او باشند؛ اين ممكن نيست مگر با معرفت به حق امام‏عليه السلام. شعار »يا لثارات الحسين« فقط يك شعار برخاسته از عواطف و عصبيت‏هاى قومى و نژادى نيست؛ بلكه برخاسته از معرفت به »حق ولايت امام« است. اين معرفت، معرفت به حسب و نسب و فضايل آنان نيست؛ بلكه عرفان به حق ولايت آنان است. »الست اولى بكم من انفكسم« و »النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم«. آنان از ما به ما آگاه‏تر و مهربان‏تراند و از همه كشش‏هاى نفسانى آزادند.
اين شعار، شعار كسانى است كه در تولد دوم(87) خود، رسول و امام را به ابوّت برگزيدند و با درك اضطرار به وحى و حجّت، از همه تقليدها، تلقين‏ها، هوس‏ها، غريزه‏ها و... جدا شدند و در اين تولد دوباره، رسول و امام را به عنوان مربى خود انتخاب كردند كه:« انا و علىٌّ ابوا هذه الامة».
اين درك از امام و اين آگاهى از حق ولايت ايشان، ما را به مقام ابوّت و در نتيجه خونخواهى آنان مى‏رساند؛ آن هم نه پدر جسمانى من كه پدر روحانى، مربى، هادى و پيشواى من؛ آن هم پدرى كه «مصباح»، «سفينه»(88)، «ميزان»(89)،« وارث»(90)، «امين»(91) و «اسوه»(92) است و سبب سعادت و رستگارى(93)، امنيت، حفظ، نجات(94)، عزت، قبولى اعمال(95) من و... است.
اين نگاه به امام و آگاهى از شؤون و آثار ولايت آنان، ثمرات و بارهاى زيادى با خود دارد و فاصله گرفتن از آن، ضررهاى جبران‏ناپذيرى با خود به همراه دارد. از گام‏هاى اساسى تمامى مراكز فرهنگى و آموزشى، تبيين دقيق اين معنا از امامت - به عنوان ركن ركين اعتقادى انقلاب - است.
6. عزت
»عزّت«، اساس حركت حسينى و مهدوى است و مى‏تواند اساس سياست راهبردى حكومت دينى در سطح روابط بين المللى باشد. حكومت دينى - به عنوان زمينه ساز دولت كريمه مهدوى - از هرگونه رابطه و مذاكره‏اى كه شائبه ذلّت داشته باشد، پرهيز مى‏كند. منتظر »دولت عزيز« )تعزّ بها الاسلام و اهله((96)، خود بايد عزيز باشد. حسين عليه السلام هم مى‏فرمود: »هيهات منّا الذلة«.
7. تنش‏زدايى
حسين عليه السلام آغاز كننده جنگ نبود - گرچه دشمن در تيررس او بود - چرا كه درگيرى، پس از تبيين و اتمام حجت است؛ آن هم پس از آن كه دشمن آغاز كننده باشد.
منتظران مهدى نيز دو سياست« عزّت » و« تنش‏زدايى» را با هم دارند.
8. آمادگى
ضرورت درگيرى و نبرد، بايستگى آمادگى و تجهيز را با خود دارد. بايد از الان به فكر عِدّه و عُدّه بود و با تهيه نيرو و اسلحه، در انديشه روز مصاف حق و باطل بود تا اين بار وعده خداوند به دست منتظران تحقّق يابد. آمادگى براى نبرد نهايى، از مهم‏ترين سياست‏هاى راهبردى حكومت‏هاى دينى است.
9. جذب نيرو و تبليغ
آن جا كه حسين‏عليه السلام و مهدى‏عليه السلام از جذب نيرو و تبليغ دين دست نمى‏كشند؛ تكليف منتظران و پيروان آنان مشخص است. جذب نيرو و تبليغ در سطح داخلى و خارجى، از تكاليف عمده حكومت‏هاى دينى، به عنوان زمينه سازان دولت كريمه مهدوى است.
10. اخلاق
فرياد «هل من ناصر» حسينى و مهدوى، همواره به گوش مى‏رسد بايد اين فرياد را پاسخ گفت؛ اما چگونه؟ اميرالمؤمنين‏عليه السلام و امام صادق‏عليه السلام اين چگونگى را پاسخ مى‏دهند:
»اعينونى بورع واجتهاد و عفة و سداد(97)؛ با پرهيزكارى و تلاش فراوان و پاكدامنى و راستى مرا يارى دهيد«.
»من سرّه ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر(98)؛ كسى كه دوست دارد، از ياران قائم باشد؛ بايد منتظر باشد و در همان حال، از گناهان اجتناب ورزد و خود را به اخلاق نيكو بيارايد.«
ترويج اخلاق و فضايل اخلاقى، به عنوان راهبردى اساسى در حكومت دينى مطرح است. اين سياست كلان و راهبردى به همراه راه كارهاى اجرايى آن مى‏تواند به عنوان يك هدف و معيارى براى نقد تمامى ارگان‏هاى فرهنگى و آموزشى - تبليغى باشد.
11. عنايت بيشتر به زنان
با توجه به نقش زنان در قيام مهدى‏عليه السلام و حضور آنان در دولت كريمه، بايد براى رشد، اعتلا و بالندگى اين قشر مهم و مظلوم در طول تاريخ، سرمايه‏گذارى جدى صورت گيرد. به نظر مى‏رسد تاكنون آن گونه كه شايسته و در خور منزلت زنان است، كارى بايسته براى آنان صورت نگرفته است. هنوز در سطح حوزه‏ها، مراكز علمى - فرهنگى و مديريت‏هاى ميانى و كلان جامعه، نقش زن در حاشيه است. بايد براى تربيت و تحصيل زنان، سرمايه‏گذارى‏هاى اساسى صورت گيرد. غفلت از اين نگاه راهبردى، ضرر و زيان‏هاى جبران ناپذيرى به انقلاب اسلامى وارد ساخته است. از اين رو تلاش دو چندان و عزمى جزم، جهت جبران اين ضايعه، مى‏طلبد.
پى‏نوشت‏ها: 1) پيامبر)ص( مى‏فرمايد: »ان لقتل الحسين حرارةً فى قلوب المؤمنين لا تبرد ابداً«.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 318، ب 49 ابواب المزار، ح 13.
2) فاجعل لنا من امرنا فرجاً و مخرجاً يا ارحم الراحمين« دعاى امام حسين‏عليه السلام. پيامبر در جاى ديگر مى‏فرمايد: »ان للحسين فى بواطن المومنين معرفهً مكتومة« بحارالانوار، ج 43، ص 272. امام صادق )ع( نيز فرموده است: »من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حبّ الحسين و حبّ زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين و بغض زيارته« كامل الزيارات، ص 143.
3) ر.ك: مجله موعود، دكتر بلخارى، شماره‏هاى 26 و 25.
4) احزاب (33)، آيه 23 .
5) به برخى از اين پيوندها در شماره قبلى همين مجله در مقاله » حسين )ع( و مهدى )ع(« اشاره شده است.
6) ر . ك: منتخب الاثر، ص 139 - 140 و 264 - 254 .
7) بحارالانوار، ج 10، ص 150.
8) دلائل الامامة، طبرى، ص 239.
9) اسراء (17)، آيه 33.
10) تفسير برهان، ج 2، ص 419.
11) الزام الناصب فى اثبات الحجة الغائب، يزدى حائرى‏پور، ج 2، ص 282.
12) النجم الثاقب، ص 469 و نيز ر. ك: مستدرك الوسائل، ج 1، پ 47، »به نقل از امام صادق عليه السلام«.
13) معالى السبطين، ج 1، ص 208؛ رياض القدس، ج 1، ص 263؛ وقايع الايام خيابانى، ص 284؛ ناسخ التواريخ، ج 2، ص 158 )به نقل از سحاب رحمت، ص 343).
14) كمال الدين، ج 1، ص 318.
15) مصباح الزائر، سيد بن طاووس، به نقل از ربيع الانام فى ادعية خير الانام، ص 367.
16) مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الامر )عج(.
17) مصباح المتهجد، مفاتيح الجنان.
18) الغيبة، شيخ طوسى، ص 274.
19) همان.
20) مجله انتظار، ش 2، ص 182 و نيز ر.ك: حماسه عاشورا به بيان حضرت مهدى، ص 115.
21) مجله انتظار، ش 2، ص 183.
22) بحارالانوار، ج 43، ص 272. البته چنانچه دعاى ندبه از جانب امام زمان )ع( باشد.
23) ر.ك: مفاتيح الجنان، در اعمال هر يك از اين روزها.
24) مجله انتظار، ش 2، ص 178.
25) امالى صدوق، مجلس 27؛ بحار الانوار، ج 44، ص 285.
26) گزيده كفاية المهتدى، ص 105 و 106، ح 19.
27) بحار الانوار ج 53، ص 62 ؛ ايقاظ، ص 352؛ فوز اكبر، ص 36.
28) اسراء، 6.
29) ايقاظ، ص 368.
30) ر.ك: مجله انتظار، شماره 2، ص 188 و نيز ر.ك: صالحان صالح، ص 187 و خلاصه العبقرى الحسان، صص 242 219 187 110 34 و پادشه خوبان و سوگمندان ولايى.
31) النجم الثاقب، ص 60، مفاتيح الجنان بعد از زيارت جامعه.
32) الغدير، ج 7، ص 14.
33) مكيال المكارم، ج 2، ص 46.
34) بحارالانوار، ج 46، ص 245، به نقل از مكيال المكارم.
35) همان، ج 45، ص 18.
36) احتجاج طبرسى، ج 2، ص 596.
37) بحارالانوار، ج 51، ص 83 )به نقل از رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله(.
38) بحارالانوار، ج 51، ص 132 و نيز ر.ك: همان، ص 135 و كمال الدين، ص 480.
39) مفاتيح الجنان، زيارت مطلقه امام حسين (عليه السلام).
40) همان، دعاى عهد.
41) كافى، ج 8، ص 278.
42) تحف العقول، ص 245.
43) نهج البلاغه، خ 138.
44) تبليغات بنى‏اميه تا آن جا بود كه مردم شام، بنى‏اميه را اهل‏بيت پيامبر مى‏دانستند. عبدالله بن على وقتى از شام برگشت، گفت: انهم ما علموا لرسول الله قرابة و لااهل بيت يرثونه غيربنى‏امية. مسعودى نيز در مروج الذهب( ج 3، ص 44) نقل مى‏كند: »از يكى از بزرگان اهل شام كه اهل رأى و عقل بود سؤال شد: ابوتراب كيست كه اين خطيب او را لعن مى‏كند؟ جواب داد: من فكر مى‏كنم يكى از دزدان فتنه ‏انگيز باشد.
ابن‏ابى ‏الحديد، از امام باقر عليه السلام نقل مى‏كند: سخت‏ترين زمان براى شيعيان ما زمان معاويه بود كه در هر شهرى آنها را مى‏يافتند به قتل مى‏رساندند و دست و پاى آنها را مى‏بريدند تا در زمان حاكميت عبيدالله بن زياد و حجاج در كوفه كه مردم بيشتر دوست داشتند به آنها كافر و زنديق بگويند تا شيعه على عليه السلام. )زمينه‏ هاى قيام امام حسين عليه السلام، ص 250).
45) بحارالانوار، ج 52، ص 308.
46) همان، ص 311.
47) معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام، ج 3، ص 100 (به نقل از مستدرك حاكم، ج 54 4).
48) بحارالانوار، ج 52، ص 386.
49) نمل (27)، آيه 45.
50) الغيبة، نعمانى، ص 233.
51)  بحارالانوار، ج 52، ص 27.
52) كمال الدين، ج 2، ص 694.
53) بحار الانوار، ج 52، ص 59 (امام رضا عليه السلام).
54) الغيبة نعمانى، ص 171؛ بحارالانوار، ج 52، ص 364.
55) بقره (2)، آيه 89.
56) ر.ك: پيامدهاى عاشورا، سيد ابوالفضل اردكانى.
57) منتخب الاثر، ص 497، فصل 10، باب 2، ح 9.
58) كافى، ج 8، ص 38 (امام باقر عليه السلام).
59) دعاى ندبه.
60) الملاحم و الفتن، ج 2، ص 66.
61) كمال الدين، ج 1، ص 331 (امام باقر عليه السلام.)
62) بحارالانوار، ج 52، ص 340 (امام صادق عليه السلام).
63) رعد (13)، آيه 11.
64) احزاب، 62.
65) اسراء، 81.
66) محمد(47)، آيه 7.
67) بقره (2)، آيه 214.
68) معجم احاديث الامام المهدى، ج 1، ص 478؛ الملاحم و الفتن، سيد ابن طاووس ص 139، ب 63.
69) عقد الدرر، ص 94.
70) وى اهل بصره و خانه‏اش، كانون شيعيان امام على عليه السلام بود. از آن كانون تنى چند به يارى حسين عليه السلام شتافتند و شهيد شدند؛ گرچه خود وى نيامد.
71) پس از مردن يزيد، برخى از بزرگان و اشراف كوفه تصميم گرفتند عمرسعد را به عنوان اميرخود برگزينند. زنان قبيله بنى‏همدان تا اين خبر را شنيدند، هلهله كنان داخل مسجد شدند و از اين كار ممانعت كردند. آنان مى‏گفتند شما مى‏خواهيد كسى را حاكم كنيد كه فرزند رسول خدا را به شهادت رسانده است؟
72) العبقرى الحسان، ج 1، ص 98.
73) بحارالانوار، ج 53، ص 223.
74) مجمع الزوائد، ج 7، ص 315؛ معجم احاديث الامام المهدى، ج 1، ص 500.
75) تحف العقول، ص 249؛ بحارالانوار، ج 44، ص 192.
76) بحارالانوار، ج 52، ص 135.
77) همان، ج 53، ص 135.
78) همان.
79) همان، ج 52، ص 124.
80) بحارالانوار، ج 44، ص 325.
81) كمال الدين، ج 1، ص 331.
82) الغيبة شيخ طوسى، ص 32.
83) الغيبة نعمانى، ص 84 و نيز ر.ك: همان، ص 72.
84) ر.ك: تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج 14، ص 216 و نيز ر.ك: ص 224.
85) بحارالانوار، ج 52، ص 238.
86) مزمل (73)، آيات 5 - 1.
87) لن يلج فى ملكوت السماء من لا يولد مرتين (از كلمات حضرت مسيح عليه السلام). به ملكوت آسمان راه نمى‏يابد؛ مگر كسى كه دو بار متولد شود. تولد اول ما در مُلك است و در اين تولد پدر ما همان پدر شناسنامه‏اى ما است. با تولد دوم و در آمدن از شكم غريزه‏ها و تقليدها مى‏توان به ملكوت آسمان راه يافت و در اين تولدرسول و على پدر ما و مربى ما هستند.
88) ان الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة.
89) علىٌ ميزان الاعمال.
90) اشاره به زيارت وارث كه ائمه‏ عليهم السلام وارث فرهنگ وحى‏اند و از آن پاسدارى كرده و آن را از دستبرد حوادث حفظ مى‏كنند.
91) اشاره به زيارت امين الله.
92) لكم فىّ اسوة. از سخنان امام حسين عليه السلام.
93) و فاز الفائزون بولايتكم مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
94) ولاية على بن ابى‏طالب حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى.
95) بموالاتكم تقبل الطاعة المفترضة مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
96) مفاتيح الجنان، دعاى افتتاح.
97) نهج البلاغه، نامه 45.
98) منتخب الاثر، ص 497

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 16:38    

در راستاي ترويج فرهنگ ناب محمدي و مذهبي تشيع کپي برداري از مطالب سايت آزاد ميباشد .