انتظار...و...امام زمان
جابر بن عبد الله از پيامبر صلى الله عليه وآله نقل مى کند که آن حضرت فرمود: بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من که خداوند آنها را دوست دارد و مرا هم به دوستى آنها امر نموده، است. حضرت علي عليه السلام، امام حسن و امام حسين و حضرت مهدى عليهم السلام که عيسى بن مريم عليه السلام پشت سر او نماز مى خواند./گروه انديشه و معارف اسلامي
هشام بن سالم از امام صادق و او از پدر و جدش عليهم السلام نقل مى کند که آن حضرت فرمود: قائم از فرزندان من است، نام او نام من و کنيهء او کنيهء من، و شکل او شکل من ، و سنت او سنت من است مردم را بر ملت و شريعت من بپا مىدارد ، وآنها را بسوى کتاب پروردگارم عزوجل مى خواند ، کسى که او را اطاعت کند مرا اطاعت نموده و کسى که او را نافرمانى نمايد مرا نافرمانى کرده وکسى که در زمان غيبت ، منکر او باشد مرا انکار کرده و کسى که او را تکذيب نمايد مرا تکذيب کرده و کسى که او را تصديق کند مرا تصديق کرده است، و از تکذيب کننده گانم ....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:1
|


انتـظار .... رمـضان
مريض عشق تو هستم دوا نمي خواهم
تو درد داده ايم من شفا نمي خواهم
اگر چه غرق نيازم ولي خدا داند
که جز سلامت تو در دعا نمي خواهم
کنون که رو زده ام به ساحت لطفت
مگو که غرق گناهي تو را نمي خواهم

ماه خدا با بركت، رحمت ومغفرت الهى به بندگان خدا روىمىآورد و همگان را به مهمانى خدافرامىخواند; ماهى كه روزهايشبهترين روزها، شبهايش بهترينشبها و ساعتهايش بهترساعتهاست; (1) ماهى كه در لحظهلحظهاش خدا جارى است و هرآنشسرمايهاى است كه بايد چون جانپاسش داشت و آن را براحتى از كفنداد.
مگر مىتوان غير از ماه مباركرمضان، ماهى را پيدا كرد كه يكشب از شبهاى آن ارزشى فزونتر ازهزار ماه داشته باشد؟ (2)
مگر مىتوان غير از اين ماه،ماهى را سراغ گرفت كه در سرتاسرآن درهاى بهشتبر روى مردمانگشوده و درهاى دوزخ بر روى آنانبسته باشد؟ (3)
مگر مىتوان ماه ديگرى را نشانداد كه در آن نفس كشيدن حكمتسبيح و خوابيدن حكم عبادت داشتهباشد؟ (4)
پس بياييد قدر اين ماه را بيشتربدانيم و پيش از آنكه لحظههاىارزشمندش سپرى شود ازچشمهسار جوشان آن خود راسيراب كنيم.

رمضان، بهار قرآن و بهار دعا ومناجات به درگاه پروردگار بىنيازاست. در هيچ ماهى به اندازه ماهمبارك رمضان دعا، مناجات، ذكر ونمازهاى مستحبى وارد نشده است.هر روز آن، دعايى خاص و هر شبشنماز و ذكرى ويژه خود دارد.
اما رمضان، بهار انتظار نيزهست; چرا كه در دعاها و مناجاتهاىاين ماه به همان اندازه كه روح بندگىو تضرع به درگاه خداوند و طلبآمرزش و رستگارى از او موجمىزند; روح انتظار و اميد فرارسيدن دولت كريمه اهل بيت، عليهمالسلام، نيز جارى است....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15:20
|



در دنياي مدرنيته و پيشرفته امروزي، مردم جهان چنان غرق در مشكلات و گرفتاريهاي زندگي روزمرگي خود هستند بطوريكه اكثرا از اهداف اصلي زندگيشون فاصله گرفته اند و بيراهه طي مي كنند. با اين وجود، سرمنزل نهايي اين دنيا چه خواهد بود؟ چرا با گذشت هر روز از اين روزهاي دنيا و با وجود پيشرفت علم و تكنولوژي، گرفتاريها و خشكساليها، قحطيها افزوده مي شوند؟ در حاليكه دست بشر از كنترل اينگونه مشكلات بسته است. جواب خيلي ساده است. فاصله گرفتن از هدف اصلی است. اگر از بشر بپرسيد هدفت چيست؟ تمام اهداف دنيايي خود را ليست مي كند بدون اينكه از خود بپرسد هدف از آمدنت چي بوده؟
از كجا آمده ام، آمدنم بهرچه بود
به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم
بشر چنان غرق در دنيا و زيباييهاي آن شده و چنان فريفته آن شده بود كه حتي حاضر نبود به اين مسئله مهمي بينديشد كه خوب سرانجام اين عمر 50 ، 60 ساله اش چه خواهد بود؟ هرچند که هنوز نیز قدر عافیت را نمی داند اما جاي اميدواري هست كه بشر كم كم دارد به خود مي آيد به طوريكه محققين مسيحي در جهان در حال تحقيق اين هستند كه بدانند حواريون حضرت عيسي(ع) حداقل در كدام نقاط زمين رفت و آمد مي كردند تا بتوانند آن مكان را مقدس شمارند تا با رفتن به آنجا و تكريم آن مكان، به دور از دغدغه ها و مشكلات دنيايي، تسكين و آرامش يابند نه فقط مسيحيان بلكه كليميان و حتي بعضي از مسلماناني كه از دين و آيين خودفاصله گرفته اند براي آسايش روح و روان خود به دير و كليسا و مساجد خود روي آورده اند. اين نشان دهنده اين مطلب هست كه خلأ دور شدن از اصالت ديني خود را احساس كرده اند. به اين مسئله پي برده اند كه از سرچشمه و منزل مقصود خود بيرون آمده اند و يا بيرون مانده اند و يا اينكه به دنبال كليدي براي ورود به اين منزل مي گردند و اينگونه حيران مانده اند. و يا اينكه در اقيانوس پرتلاطم زندگي غرق شده اند و به دنبال تكه چوبي در اين اقيانوس خروشان مي گردند تا بدان آويخته و خود را نجات دهند.
حتي مواردي نيز پيش آمده كه مسيحيان و كليميان، به ائمه مسلمانان متوسل شده اند تا گره هاي كور خود را باز نمايند. اين توسلها بيشتر به امام عاشوراي مسلمانان انجام مي شود. نمونه اش را خودم ديشب در مراسم رونمايي و ساخت ضريح مطهر حضرت اباعبدالله(ع) كه در مدرسه معصوميه قم انجام شد شنيده ام كه يه پيرمردو پيرزن كليمي آمده بودند آنجا و مي گفتند ماكه مسلمان نيستيم و اگر فردي را به ما معرفي مي كردند كه از نسل حضرت داود (ع) باشد آنرا گرامي مي داشتيم اما شنيديم مسلمانان دارند براي ارباب خودشون ضريحي را تقديم مي كنند ما هم آمديم عرض ادب و احترام كنيم.
عجب!! مگر اين حسين كيست...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 19:52
|


انتظار .... عاشورا

مهدى (عج)، ادامه حسين عليه السلام است و انتظار ادامه عاشورا و برآمده از آن.
مهدى (عج)، فرزند حسين عليه السلام است و فرهنگ انتظاربرآمده از فرهنگ عاشورا و انتظارِ حسين ديگرى را كشيدن. اين دو پيوندى ديرين و مستحكم با يكديگر دارند.
يكى پشتوانه فرهنگى و زمينه ساز، براى ديگرى است؛
يكى رمز حيات شيعه است و ديگرى رمز بقاى آن؛
يكى رمز قيام و به پا خاستن شيعه است و ديگرى عامل حفظ و استمرار آن مهدى عليه السلام وارث عاشورا است؛ همچنان كه حسين عليه السلام وارث پيامبران است؛
عاشورا، دريچه اى به انتظار است و انتظار، تجلّى آرزوها و آمال كربلا؛
فرهنگ عاشورا، دستمايه اساسى و مايه شكوفايى و بالندگى منتظران مهدى(عج) در عصر انتظار است.
پيوند عاشورا و انتظار و حسين و مهدى، پيوند والد و ماولد و نورٌ على نور است.
انتظار، كربلايى ديگر است به وسعت همه جهان و مصاف حق و باطل است در زمانى ديگر؛ با اين تفاوت كه اين بار، حق پيروز است و چهره باطل، براى هميشه دفن مىشود. انتظار همان كربلا است در وسعت همه زمين و در مقطع ديگرى از تاريخ. در اين مقطع، فكرهاى رشيد از هر فرقه و ملتى، گلبانگ دعوت مهدوى را - كه با ساخت و فطرت انسانها همگون است - لبيك مىگويند.
انتظار، ثمره كربلا است. بدون كربلا انتظار بىمعنا است. ياران مهدى، همه كربلايى اند و در فراز و فرود تاريخ، غربال شده و آبديده اند. مگر مىتوان بى عاشورا، انتظارى ...
نوینسنده:مسعود پورسيدآقايى
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 16:38


ياران امام حسين (عليهالسلام) الگوي ياران امام مهدي (عجلاللهتعالي فرجهالشريف)
نويسنده: سرکار خانم سكينه خاني
یکی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است؛ کسانی که توانسته باشند در عرصة عمل، برای تحقق اهداف و آرمانهای امام خود، جانفشانی کنند و نمونههای روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه کسانی شایسته تر از یاران امام حسین (عليهالسلام) ؟!
ياراني که امام خود را در تحقق بخشيدن به اهدافش ياري کردند؛ ياران بزرگ و مجاهدي که عقل بشري از درک مقامشان عاجز است؛ ياراني که امام معصوم، در وصف ايشان فرمود: «فَإنّي لا أعلَمُ أصحاباً أوفي و لا خَيراً مِن أصحابي...»239 ؛ «من ياراني بهتر و باوفاتر از اصحاب خود، نميشناسم.»
در حقیقت، ياران اباعبدالله (عليهالسلام)، معيارهايي را در اختيار ما قرار دادهاند تا به وسیلة آنها، خود را محک زده و با عمل به آنها، خود را براي قيام جهاني و روز باشکوه ظهور، آمادهتر سازيم.
معرفت و محبت
محبت، حالتي ميان محب و محبوب است که اگر چه از درون و قلب، سرچشمه میگیرد، اما در ظاهر و افعال و اعمال محبّ،به روشني بروز پیدا میکند. محبتي پايدار و حقيقي است، که در پي معرفت باشد. چرا که هرچه شناخت بيشتر باشد، محبت، شديدتر و عميقتر خواهد بود. راه ايجاد و تعميق محبت به ولي عصر (عجلاللهتعالي فرجهالشريف)، آن است که انسان به صاحبالزمان به عنوان مطلوب کامل خويش، معرفت حاصل کند و ابعاد وجودش را بشناسد.
معرفتي که مورد تأکيد ائمه (عليهمالسلام) واقع شده، معرفتي سطحي نيست که عموم مردم به آن آشنا هستند؛ بلکه مقصود، معرفتي خاص، با ويژگيها و توصيفاتي که در احاديث و ادعيه وارد شده است، میباشد. مشکل امت اسلام، پس از پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم)، عدم معرفت واقعی به حجت زمان خود بود. کوفيان، امام حسين (عليهالسلام) را ميشناختند؛ اما شناخت آنان، محدود به اسم و نسب امام بود، بدون هیچ بصیرت و آگاهی نسبت به مقام والای ایشان.
در مقابل ياران حضرت اباعبدالله (عليهالسلام)، از چنان معرفتي به امام زمان خويش برخوردار بودند که شهادت در راه او را بر زندگي جاودانة در دنيا، برمیگزيدند؛ چنانچه یکی از یاران امام، اینگونه به این حقیقت، تصریح میکند: «الحمدالله الذي شرفنا بالقتل معک و لو کانت الدنيا باقيه و کنا فيها مخلدين لاثرنا المحفوظ معک علي الاقامة فيها»240؛ «خدا را سپاس که اين شرافت را نصيب ما کرد تا در کنار شما به شهادت برسيم و اگر دنيا باقي باشد و ما در آن جاودان باشيم، قيام با شما را بر ماندن در اين دنيا ترجيح ميدهيم.»
آنان، وجود امام را نعمتي بزرگ از جانب خدا و مورد سفارش پيامبر میدانستند.241 در تاريخ آمده است که در دومين روز محرم الحرام، پس از ورود امام و يارانش به کربلا، آن حضرت خطبهاي خواند. آنگاه، بریر از جاي برخاست و گفت: «يابن رسول الله! لقد منّ الله بک عَلينا أن نُقاتل بين يديکَ نقطَع فيکَ أعضائنا ثم يکون جدک شفيعنا يوم القيامة»242؛ «اي پسر رسول خدا! خداي تعالي وجود مبارکت را بر ما منت نهاده است؛ در رکاب شما نبرد ميکنيم تا در راه شما اعضاي بدنمان تکه تکه شود؛ برای آنکه در روز قيامت، جدّ شما شفيع ما گردد».
اشعاري که هر يک از ياران، در موقع نبرد به زبان ميآوردند نیز، اشاره به عمق معرفت آنان از امام دارد. برای مثال، اسلم- يکي از ياران امام- هنگام خروج برای جهاد، اين رجز را میخواند:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 16:59


تاريخچهي رجعت
منبع: تنهاراه
با توجه به مستندات تاريخي ميتوان براي عقيدهي رجعت در بستر تاريخ، سه دوره را در نظر گرفت:
الف) دورهي پيدايش عقيدهي رجعت
اعتقاد به رجعت همزمان با نزول آيات قرآن در مکه، در «سورههاي نمل، انبيا، اسرا و ...» مطرح و سپس در سوره هاي مدني «بقره، نور و ...» دنبال شده است و قرآن اين عقيده را تحت عناوين «خروج، حشر، إحيا و ...» براي پيروان خودش بيان نموده است.
پيامبر اکرم براي افرادي چون اميرالمؤمنين (عليه السلام)1 امام حسين (عليه السلام)2 عمّار ياسر3بريد أسلمي4سلمان فارسي5و ... آيات مربوط به رجعت را قرائت و بعضي از مصاديق رجعت کنندگان را معرفي مينمودهاند.
در زمان اميرالمؤمنين (عليه السلام) ، به دليل عدم اطلاع خلفا از معارف ديني، جوگيری از نوشتن احاديث نبوي، رواج يافتن اجتهاد صحابه، محيط خفقانزا و تاريکي به وجود آمده بود، ولي حضرت امير (عليه السلام) در حدي که شرايط اجتماعي و اعتقادي جامعهي نو پاي اسلامي اجازه ميداد، سعي کردند روايات و احاديثي که از طرف پيامبر اکرم در تفسير رجعت وارد شده و به بعضي از اصحاب آن حضرت گفته شده بود، براي مسلمانان شرح و تفسير نمايند.
در اين ميان کساني که ظرفيت شنيدن اين گونه معارف را نداشتند به انکار رجعت روي آوردند؛ اولين منکر رجعت، عبدالله بن ابي بکر يشکري، معروف به «ابن الکوا» از سران خوارج بود و با امير المؤمنين (عليه السلام) در مورد روايات رجعت مناظره کرد. 6
در زمان امام حسين (عليه السلام) هم زمينهي بيان اينگونه معارف فراهم نبوده است. فقط در کربلا هنگام تقابل دو گروه حق و باطل، امام حسين (عليه السلام) براي تسلّي و دلجويي اصحاب خود به نقل از جد بزرگوارشان رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) رجعت را مطرح و تبيين نموده و آنان را به رجعت خود و اصحاب بشارت دادند:
«فَأبشِرُوا (بِالجَنَّة) فَوَاللهِ لَئِن قَتَلُونا فَإنّا نُرَدُّ عَلَی نَبّيِّنا ثُمَّ نمکُثُ ماشاءَالله تَعالَی، فَأکُونُ أوّلَ مَن يَنشَقُّ الأرضُ عَنهُ ... .»؛7«بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم اگر کشته شويم، به سوي پيامبر خويش برميگرديم. سپس فرمودند: پس آن مقدار که خداوند بخواهد در قبر خواهيم ماند و من اولين کسي خواهم بود که رجعت ميکند ... .»
اين وضعيت تا پايان عصر امام سجاد (عليه السلام) (95ه ق) ادامه داشت.
ب) دورهي رشد و بالندگي عقيدهي رجعت (95 تا 260 ه .ق)
با توجه به انحرافات خلفاي سهگانه و خستگي مردم از درگيريهاي داخلي (مارقين، ناکثين، قاسطين)، و جوسازيهاي بني اميه بر عليه معارف ديني، مردم از خاندان وحي فاصله گرفتند و بخشي از معارف ديني را به فراموشي سپردند.8
در عصر امام باقر (عليه السلام)، به دليل زمينهسازيهاي امام سجاد (عليه السلام) در نشر معارف دين، آثار نهضت عاشورا و نفرت عمومي از هيئت حاکمهي اموي، امام با درايت و بصيرت، جنبش علمي دامنهداري را پايهگذاري نمودند، که در زمان امام صادق (عليه السلام) به اوج رشد و بالندگي خود رسيد و اگر فعاليت فرهنگي اين دو امام همام عليهماالسلام نبود، امروز از معارف اسلام ناب محمدي خبري نبود. در ابتداي امامت امام باقر (عليه السلام) گروهي به نام «قَدَريه»9 به انکار عقيدهي رجعت پرداختند.
همچنين، صاحبان قدرت،...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 17:3


ويژگيهاي رجعت و رجعت كنندگان
منبع: نگین آفرینش
از ميان روايات فراوان ميتوان اين مطالب را درباره رجعت بيان کرد.
1. رجعت از روزهاي بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ايام الله» [= روزهاي خدا] ياد شده است.
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«ايام الله سه روز است: روز قيام قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) روز رجعت و روز قيامت.1 »
2. اعتقاد به رجعت از نشانههاي شيعيان اهل بيت(عليه السلام) است.
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«از ما نيست کسي که به رجعت ما ايمان نداشته باشد.»2
3. رجعت براي همه مردم نيست بلکه مخصوص مؤمنان خالص و کفار و منافقان خالص است.3
4. از جمله مؤمنان رجعت کننده، پيامبران و امامان معصوم(عليه السلام) هستند و اولين امامي که در زمان رجعت و پس از امام مهدي(عليه السلام) حکومت عدل جهاني را برعهده ميگيرد، حضرت امام حسين(عليه السلام) است که سالهاي بسيار حکومت خواهد کرد.4
5. براي همه مومنان و منتظران واقعي ظهور مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که پيش از ظهور آن عزيز از دنيا رفتند امکان رجعت به دنيا و ياري آن امام وجود دارد.
از امام صادق(عليه السلام) روايت شده که هر کس چهل بامداد خدا را با [دعاي] عهد بخواند از ياوران قائم، خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبرش بيرون آورد [و قائم(عليه السلام) را ياري دهد]5...
6. کفار و منافقان هرگز به ميل و ارادۀ خود به دنيا باز نميگردند بلکه از روي اجبار به رجعت تن ميدهند ولي رجعت مؤمنين اختياري به نظر ميرسد. امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد: هنگامي که حضرت مهدي(عليه السلام) قيام کند مأمورين الهي در قبر با اشخاص مؤمن تماس ميگيرند و به آنها ميگويند: اي بندۀ خدا! مولايت ظهور کرده است اگر ميخواهي به او بپيوندي آزاد هستي و اگر ميخواهي در نعمتهاي الهي (برزخي) متنعم بماني باز هم آزاد هستي. 6
رجعتكنندگان
براساس روايات، گروه پيامبران(عليهم السلام)، امامان معصوم(عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، جزء كساني اند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز ميگردند.
1. رجعت پيامبران و امامان(عليهم السلام)
روايات مربوط به انبياء(عليهم السلام)
الف) رواياتي كه بطور عام از بازگشت پيامبران و ائمه (عليهم السلام) سخن به ميان آورده اند مثل كلام امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ يقُومُ الْأَشْهَادُ. حضرت فرمود: به خدا سوگندد اين آيه در زمان رجعت عملي خواهند شد آيا نميدانيد كه پيامبران(عليهم السلام) در دنيا ياري نشدند و كشته شدند و نيز ائمه(عليهم السلام) كشته شدند اما اين ياري و پيروزي در رجعت تحقق خواهند يافت.7
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 17:2


آفتاب نیمه شب

عالم متتبع آیة الله سید حسن صدر کاظمینی قدس سره صاحب تاسیس الشیعه ( پسر عموی آیة الله سید اسماعیل صدر ) فرمودند :
در زمانی که در سامرا مشغول تحصیل در محضر مرحوم میرزای شیرازی قدس سره بودم ، اوقاتی که مرحوم خلد مکان یگانه عصر خود آیة الله آقای حاج ملا علی فرزند میرزا خلیل طهرانی مشرف به زیارت عسکریین علیهما السلام می شد در منزل من ورود می فرمود . تا آنکه به رسم همیشه یک وقتی از نجف اشرف وارد منزل من شد . هنگامی که شب شد و موقع تهجد فرا رسید ، یک وقت بیدار شدم ، دیدم مرا صدا می کند که برخیز ، نماز شب بخوان .
من از روی شوخی گفتم : سر شب مطالعه کردم که اهم از نماز شب است . حالا باید استراحت کنم .
گفت : به این نیت برخیز و مشغول نماز شب شو ، که در فردای قیامت که جمعیت نماز شب خوانها در عقب سر جدت حضرت امیرالمومنین علیه السلام روانه شدند و حضرت پیشرو آنان گردید که قائد الغر المحجلین است ، تو در عدد آن جمعیت یک نفر افزوده نمایی .
پس برخاستیم ، وضو گرفتیم . آنگاه فرمود : خوب است در سرداب مطهر مشرف شویم و در آنجا به تهجد مشغول شویم ، گفتم : بسیار خوب است .
جناب حاجی ملا علی از جلو و من از عقب ایشان روان شدیم تا به در صحن مقدس رسیدیم . در را باز نمودیم ، وارد صحن شدیم تا رسیدیم به پله هایی که باید از آن پایین رفت و در سرداب مقدس وارد شد . همین که به ابتدای پله ها رسیدیم ، یک مرتبه در آن شب ظلمانی دیدیم در ته پله ها متصل به درگاه سرداب ، به قدر یک قامت انسان یک پارچه نور ایستاده است و دیگر شمایل مبارک در وسط نور نمایان نیست و نور مانع از دیدن آن گردیده است .
مرحوم حاج ملا علی که جلو بود ، رو به من کرد و گفت : « تشوف » یعنی می بینی ؟ گفتم : بلی . پس به همان حال باقی ماندیم و از جای خود حرکت ننمودیم و آن نور مقدس نیز در محل باقی بود و ما ناظر به آن ، تا مقدار ده دقیقه تقریباً گذشت . سپس منتقل به درون سرداب شد و ما هم از پله ها پایین رفتیم . وقتی وارد سرداب شدیم ، دیگر به چشم من چیزی نیامد . اما به چشم حاجی آخوند مرئی بود یا نه ؟ العلم عندالله .1
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب
ای صدا هزار جلوه گر و باز در نقاب
ای آفتاب نیمه شب ای ماه نیـــــــــم روز
ای نجم دور بین که نه ماهی نه آفتاب
آیا شود که نیم نظر سوی مــــــــــا کنی
تا پرگشوده کوچ نمائیــــم از این قباب
« امام خمینی »
پی نوشت:
1 . رضا ، استادی ، شرح احوال آیة الله العظمی اراکی ، ص 526 .
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:50


انتظار سبز
منبع:نگین آفرینش
وقتي ابرهاي تيره، چهره خورشيد را پوشانده و دشت و دَمَن از دست بوسي آفتاب محروم گرديده و سبزه و گل از دوري مِهر عالم تاب پژمرده است چاره چيست؟ زماني كه عصاره آفرينش و خلاصه خوبيها و آيينه زيباييها رخ در نقاب غيبت كشيده و جهانيان از فيض حضور او بي نصيب ماندهاند چه ميتوان كرد؟
گلهاي باغ چشم به راهند تا سايه باغبان مهربان را بر سر خود ببينند و از دستان پر مهر او آب حيات بنوشند و دلهاي مشتاق، بي تاب چشمهاي اويند تا عنايت شور آفرين او را لمس كنند و اينجاست كه «انتظار» شكل ميگيرد. آري، همه منتظرند تا او بيايد و سبزي و نشاط را به ارمغان آورد.
به راستي «انتظار» چه زيبا و شيرين است اگر زيبايي آن در نظر آيد و شيريني آن در كام دل، چشيده شود.
حقيقت انتظار و جايگاه آن
براي «انتظار» معاني گوناگوني گفتهاند و لي با دقت و تأمّل در اين كلمه ميتوان به حقيقت معني آن پي برد. انتظار، چشم به راه بودن است و اين چشم به راهي به تناسب بستر و زمينه آن ارزش پيدا ميكند و آثار و پيامدهايي دارد. انتظار تنها يك حالت روحي و دروني نيست بلكه از درون به بيرون سرايت ميكند و حركت و اقدام را ميآفريند. به همين دليل است كه در روايات، انتظار به عنوان يك عمل و بلكه بهترين اعمال، معرفي شده است. انتظار به «منتظر» شكل ميدهد و به كارها و تلاشهاي او جهت خاصّي ميبخشد.
بنابراين «انتظار» با نشستن و دست روي دست گذاشتن، نميسازد. انتظار با چشم به در دوختن و حسرت خوردن، تمام نميشود؛ بلكه در حقيقت انتظار، حركت و نشاط و شور آفريني نهفته است.
آنكه در انتظار مهمان عزيزي است، سر از پا نميشناسد و در تلاش است تا خود و محيط اطراف خود را براي آمدن مهمان، آماده كند و موانع حضور او را بر طرف سازد.
سخن درباره انتظار رويدادي بي نظير است كه در زيبايي و كمال، نهايت ندارد. انتظار روزگاري است كه در سبزي و خرّمي در تمامي روزگاران گذشته مثالي نداشته است و جهان چنان دوران زيبايي را هرگز تجربه نكرده است. اين همان انتظار حكومت جهاني امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است كه در روايات، از آن به «انتظار فرج» ياد شده است و آن را از بهترين اعمال و عبادات، بلكه پشتوانه قبولي همه اعمال، شمرده است.
پيامبر اكرم...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 16:36


در راستاي ترويج فرهنگ ناب محمدي و مذهبي تشيع کپي برداري از مطالب سايت آزاد ميباشد .